حبیب اﷲ طبیب

لغت نامه دهخدا

حبیب اﷲ طبیب. [ ح َ بُل ْ لاهَِ طَ ] ( اِخ ) ( مسیح الدین... ) برادرزاده مولانا عزالدین حسین طبیب بود که در زمان میرزا سلطان ابوسعید از اطباء زمان در میدان حذاقت گوی مسابقت میربود و مولانا حبیب اﷲ نیز در معالجه مرضی و ازاله علل برایا آثار نفس مسیحا ظاهر میگردانید، و از مبادی سلطنت خاقان منصور تا وقت وفات در ملازمت آن حضرت روزگار میگذرانید و با وجود حصول تقرب بر درگاه خلافت پناهی و وفور اسباب مکنت و جاه به طیب نفس و بشره شکفته بر بالین فقراء و مساکین تشریف میبرد و از روی طوع و رغبت بی کلفت در معالجه درویشان و محتاجان شرایط اهتمام به جای می آورد و در شهور سنه خمس وتسعمائة نبضش از قانون اعتدال انحراف جست، و به مرض اسهال کبدی مبتلا شده، به جوار رحمت الهی پیوست. ( جزء 3 از ج 3 حبیب السیر چ 1 تهران ص 34 ) ( رجال حبیب السیر ص 187 ). و رجوع به حبیب اﷲبن نورالدین محمدبن حبیب اﷲ طبسی تونی شود.

جمله سازی با حبیب اﷲ طبیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون وثاق محتسب جست آن غریب خلق گفتندش که بگذشت آن حبیب

💡 در ره عشق حبیب تا بتوانی بکوش محنت اگر رو دهد تا بتوانی بکوش

💡 در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست هر جا که هست پرتوِ روی حبیب هست

💡 ای تو نور مظهر و اسرار غیب سربرآورده تو پاکان را ز حبیب

💡 اگر نه بربطم ای جان چرا زخم حبیب ترانه خوانم و از کس ترانه ننیوشم

💡 عیان شد پر حبیب‌الدین ثانی ز چرخ دل چو ماه آسمانی

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز