لغت نامه دهخدا
طورسیقوس. ( اِخ ) طرسیقوس است که نام زاهدی و حکیمی و پادشاهی بوده از نصاری. ( برهان ) ( آنندراج ):
کنم در پیش طورسیقوس اعظم
ز روح القدس و ابن واب مدارا.خاقانی.
طورسیقوس. ( اِخ ) طرسیقوس است که نام زاهدی و حکیمی و پادشاهی بوده از نصاری. ( برهان ) ( آنندراج ):
کنم در پیش طورسیقوس اعظم
ز روح القدس و ابن واب مدارا.خاقانی.
لغه بمعنی فرمانده نظامی است ولی آنرا نام حکیم و زاهد و نیز پادشاهی از نصاری گرفته اند. مراد از [ طرسیقوس اعظم ] در شعر خاقانی: [ کنم در پیش طرسیقوس اعظم ز روح القدس و ابن واب مجارا ] رئیس روحانی بزرگ مسیحیانست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طور او وقت تجلی ببرد صبر از دست ضبط دل با تو نه در حوصله طاقت ماست
💡 در طرب آئید مهان مجلس ملی شده باز سینه سینای جهان طور تجلی شده باز
💡 آب هر آهن و سنگ ار بشود نیست عجب که دم آتش طور از ید بیضا شنوند
💡 موسی از طور تجلی ارنی گفت و گذشت همچنان اهل نظر منتظر دیدارند
💡 برون در همه را چون سگان کو بنشان که در شرف سر کوی تو طور سینینست