مجارا

لغت نامه دهخدا

مجارا. [ م ُ ] ( از ع، مص ) مخفف مجاراة ( مجارات ) با هم رفتن. و رجوع به مجاراة شود. || با یکدیگر برابری کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- خاک بر دهان مجارا برافکندن؛ ترک کردن برابری با کسی. ترک رقابت کردن:
کو عنصری که بشنود این شعرآبدار
تا خاک بر دهان مجارا برافکند.خاقانی.- مجارا برآوردن؛ برابری کردن با کسی و رقابت کردن با او:
خاقانیا هنوز نه ای خاصه خدای
با خاصگان مگو که مجارا برآورم.خاقانی.- نرد مجارا ریختن؛ به مجاز، برابری کردن با کسی. رقابت کردن. هماوردی کردن:
بر رقعه نظم دری قائم منم در شاعری
با من بقایم عنصری نرد مجاراریخته.خاقانی.|| مناظره کردن در سخن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ): به مقتضای حکم قضا رضا دادیم و از مامضی درگذشتیم و بعد از مجارا طریق مدارا گرفتیم. ( گلستان ). و رجوع به مجاراة شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مجارات: بر رقع. نظم دری قایم منم در شاعری با من بقایم عنصری آب مجارا ریخته. ( خاقانی )

جمله سازی با مجارا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر رقعهٔ نظم دری، قائم منم در شاعری با من بقایم عنصری، نرد مجارا ریخته

💡 خاقانیا هنوز نه‌ای خاصهٔ خدای با خاصگان مگو که مجارا برآورم

💡 کو عنصری که بشنود این شعر آب‌دار تا خاک بر دهان مجارا برافکند

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز