سنگ برگان

لغت نامه دهخدا

سنگ برگان. [ س َ گ ِ ب َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام سنگی است الوان و بغایت نرم و سست که شیشه گران شیشه را بدان سفید کنند و آن را رنگ برگان هم میگویند و برگان نام دهی است در شیراز در قریه فاروق و کان این سنگ در آنجاست. ( برهان ) ( از آنندراج ). و چون آن قریه را نام مغن بوده آن سنگ را سنگ مغنی خوانند. ( از آنندراج ). رجوع به سنگ پرکان شود.

فرهنگ فارسی

نام سنگی است الوان و بغایت نرم و سست که شیشه گران شیشه را بدان سفید کنند.

جمله سازی با سنگ برگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بی برگان دل روشن ضمیران باصفا باشد که هر خاری به چشم شعله، میل توتیا باشد

💡 ز پشت مرکب چوبین دار بی برگان به دوش چرخ چو عیسی سوار می گردند

💡 همین بس است که بهر عطای بی برگان رسیده است به دست تو مرحبا گوهر

💡 اختر اقبال بی برگان بلند افتاده است هر که را شمع و چراغی هست از پروانه است

💡 بهر ساز برگ بی برگان، درین گلشن چو آب جمله تن جوش و خروش و کوشش و رفتار شو

💡 دل به فکر بره و ماهی و بریان هنوز برگان درگله و ماهیکان دریایی

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز