لغت نامه دهخدا
دیگ برگی. [ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) رجوع به دیگ بابرگی شود.
دیگ برگی. [ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) رجوع به دیگ بابرگی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایستگاه متروی نور یکی از ایستگاههای متروی تبریز است که در شهرک نور، خیابان لاله غربی، کوچه برگی واقع شدهاست. این ایستگاه، ایستگاه شمارهٔ ۱۸ خط یک است و در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۹۹ افتتاح شد. و بزودی ایستگاه تقاطعی خطوط ۱ و ۵ (خط تبریز-شهر جدید سهند) خواهد شد.
💡 هیچ برگی می نیفتد از درخت بی رضا و حکم آن سلطان بخت
💡 عارضت تا در چمن آتش فروز رشک شد گل ز هر برگی جگر پرکاله دارد در کفش
💡 نداری رنگ و بویی گر درین گلشن ز بی برگی به خلق خوش جهانی را معطر می توان کردن
💡 ممکن است میزان کربوهیدرات این ساندویچ بالا باشد پس بهتر است وابسته بر سلیقه، از مواد پروتئینی (مانند گوشت و سویا و دیگرها) بیشتر و نیز سبزی برگی و ترهبار مغذی (مانند: گوجه، کاهو، خیارشور و دیگرها) در ساخت آن به کار برد.
💡 در سند پشتیبانان پروندهٔ ثبت نقالی در یونسکو افزون بر نهادهای کارگزار رسمی یاد شده ایران، برگی متعلق به نمایندگان نقالان ایران به چشم میخورد که نام دو تن از زنان نقال ایران،