صاحبان خرد و خردمندان حقیقی، همواره با بهرهگیری از آموزههای وحیانی، راهکارهایی سازنده و پایدار برای پالایش وجود خویش و تعالی جامعه به کار میگیرند. یکی از بنیادیترین این راهکارها، که در قرآن کریم بهصورت ویژه بر آن تأکید شده، اصل دفع بدیها با حسنه است. این اصل مترقی، تنها به توبه زبانی و پشیمانی گذرا بسنده نمیکند، بلکه جبران فعالانه را میطلبد: گناه را با توبه عملی و انابه، منکر را با امر به معروف و احسان، ظلم را با عفو بزرگوارانه، عذاب را با صدقه و دستگیری از نیازمندان، جفا را با صله رحم و نیکی، و ولایت طاغوت و شیطان را با پیوند ناگسستنی به ولایت حق جبران میکنند.
این منش، ویژه کسانی است که از بینش ژرف و عقل سلیم بهرهمندند؛ همان اولوا الألباب که قرآن کریم آنان را اینگونه میستاید: «وَ الَّذِینَ یَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ» (سوره رعد، آیه ۲۲). آنان با کار نیک، بدی را میزدایند و اینچنین، عاقبت نیک سرای آخرت را برای خویش فراهم میسازند. این فرآیند، پویایی ایمان را نشان میدهد که در آن، هر خطا و کاستی، فرصتی برای بازسازی و ارتقای عملی معنوی فراهم میکند.
تأمل در این آیات، حقیقت درخشانی را آشکار میسازد: درک حقانیت آیات الهی و عمل به این دستورالعملهای حیاتبخش، چنان روشن و بینیاز از استدلالهای پیچیده است که تنها کوردلان و کسانی که چشم بصیرتشان به کلی بسته است، از آن غافل میمانند. همانگونه که پرتو خورشید را هر بینای سالمی میبیند، نور هدایت قرآن نیز برای صاحبان مغز و اندیشه آشکار است: «إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ» (سوره زمر، آیه ۹). بنابراین، شیوه جبران سیئات با حسنات، نه یک توصیه اخلاقی ساده، که نشانه بارز خردورزی و شرط دستیابی به سرانجامی نیکو در هر دو جهان است.