خسک دانه

لغت نامه دهخدا

خسکدانه. [ خ َس َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) تخم کافشه که به عربی قرطم گویند. ( از ناظم الاطباء ). تخم کاژیره که آن را به عربی حب العصفر خوانند. ( از برهان قاطع ). تخم گل معصفر.( از آنندراج ) ( از غیاث اللغة ). رجوع به کافشه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تخم کاجیره.

جمله سازی با خسک دانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است سر به سر دانه این مزرع ویران پوچ است

💡 از رخش چون دانه یاقوت رنگین شد عرق چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

💡 برچیده مرغ همت ما دانه ها درشت چون شد درشت دانه هم از ماست خورد و ریز

💡 سوگند به خداوندى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، در آن زمان [رجعت ] همگى دراوج قدرت و نعمت زندگى مى كنند.

💡 نهال عشق تو در دانه بود و خون می‌خورد کنون که ریشه دواند این نهال تا چه کند!

💡 سبز شد در دست مردم دانه تسبیحها بس که در دوران ما از ذکر حق غافل شدند

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز