یوح
لغت نامه دهخدا
یوح. ( ع اِ ) یوحی. آفتاب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( دهار ) ( از مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). یوح آفتاب است و بوح مصحف آن، و بوح فقط به معنی نفس است و لاغیر. ( از نشوءاللغة ص 28 ). بوح. یوحی.خورشید. خور. مهر. هور. شارق. شمس. ذکاء. بیضاء. شرق. ذکا. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به آفتاب شود.
فرهنگ فارسی
یوحی آفتاب
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَمْ یُوحَ: وحی نشده و نمی شود
ریشه کلمه:
وحی (۷۸ بار)
جمله سازی با یوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرگذشت نوح منبع الهام موسیقیدانان مختلفی بوده است. طوفان جهانی (۱۶۸۲)، اوراتوریویی از کشیش کاتولیک مایکلآنجلو فلاوتی و بر اساس لیبرتویی از وینچنزو جاتینی، دو اوراتوریوی قرن نوزدهمی از یوحان کریستیان فریدریش شمردر (۱۸۲۳) و کامیل سن سانس (۱۸۷۶) از این قبیل آثار بودهاند. طوفان (۱۹۶۲)، با حضور شخصیتهایی چون زن و فرزندان نوح، نمایش موزیکالی از ایگور استراوینسکی بود که اولین بار توسط شبکه سیبیاس روی صحنه برده شد. دو به دو نمایش موزیکالی دیگری بود که با اقتباس از نمایشنامه کلیفورد اودتس خلق و اولین بار در ۱۹۷۰ در تئاتر برادوی اجرا شد. همه شما زامبیها (۱۹۸۲)، نوشته شده توسط اریک بازیلیان و راب هیمن و فرزندان عدن (۱۹۹۱) از استفن شوارتز نیز از جمله ترانهها و طوفان نوح (۱۹۵۷) از بنجامین بریتن از جمله اپراهای اقتباسشده از داستان نوح هستند.