کنشا

لغت نامه دهخدا

کنشا. [ ک ُ ن ِ ] ( اِ ) تیرک زدن اعضاء به سبب دردمندی. ( فرهنگ رشیدی ). رجوع به کنشک شود.

فرهنگ فارسی

تیرک زدن اعضائ بسبب دردمندی.

جمله سازی با کنشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خیره کشا، بد کنشا، ظالما! این همه نیکان مکش و بد مکن

💡 عبدالبهاء کانادا را به مقصد سواحل غربی آمریکا ترک کرد و در مسیر در شهرهای مختلفی توقف کرد. از ۹ نا ۱۲ سپتامبر در بوفالو، نیویورک به سر برد. از ۱۲–۱۵ سپتامبر را در شیکاگو و ۱۵ و ۱۶ سپتامبر را در کنشا ویسکانسین (۱۵–۱۶ سپتامبر) و ۱۶–۲۱ سپتامبر را مینیاپولیس گذراند. ادامهٔ سفرهایش وی را راهی نبراسکا، کلرادو و یوتا نمود.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز