چکودر
لغت نامه دهخدا
چکودر. [ چ َ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شوریچه بخش سرخس شهرستان مشهد که در 66 هزارگزی جنوب باختری سرخس برسر راه مالرو عمومی سرخس به مزدوران واقع است. کوهستانی و گرمسیر است و 600 تن سکنه دارد. آبش از قنات. محصولش غلات. شغل اهالی زراعت، مالداری و قالیچه بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با چکودر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اواخر حکومت قاجاری یکی از خوانین تیموری به نام ملاحسن پهلوان تیموری، گرزمی چکودر را محل یورت سیاه چادر خود قرار داد که محمدحسین مهندس از آن نام برده است.
💡 در سرخس و در سالهای نه چندان دور؛ گلههای عظیم گورخر ایرانی در دستههای صد تا دویست راسی در محدودهٔ گنبدلی و چکودر و تا سالهای ابتدایی دههٔ هشتاد خورشیدی به چشم میخورد که از این نظر در خاورمیانه بینظیر بوده و متأسفانه در طی دو دههٔ اخیر، علیرغم تلاش محیط بانان غیور شهرستان باتوجه به شکار بیرویه، و خشکسالیهای اخیر، و اشغال مراتع توسط دامداران، اینگونه روبه انقرلض گذاشت.