لغت نامه دهخدا
گنگ دژهوخ. [ گ َ دِ ] ( اِخ ) گنگ دژهخت. گنگ دژهوخت. رجوع به این دو مدخل شود.
گنگ دژهوخ. [ گ َ دِ ] ( اِخ ) گنگ دژهخت. گنگ دژهوخت. رجوع به این دو مدخل شود.
بیت المقدس اورشلیم: [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند. ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان. ] ( شا. بخ. ۵۲: ۱ ) توضیح بقول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف: دژ هوخت گنگ ).
گنگ دژهخت گنگ دژهوخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود که حلی را برای مسئله بازل ارائه میکند. در ۱۹۷۹، راجر آپری گنگ بودن
💡 زان می که روحافزا بود گنگ ار خورد گویا شود یک جرعه در دریا شود صد دُرّ غلتان پرورد!
💡 خردپرور یکی شاخی است با جود و هنر همبر سخنگستر یکی گنگی است با فتح و ظفر مقرون
💡 با هر که کنم ز اهل جهان شکوه چنان است کافسانه ی خود عرضه دهد گنگ بکر بر
💡 زمانى نيز آن قسمت از روايت و خبر را كه موجب خرده گيرى بر فرمانروايان بوده بهكلمه اين گنگ و مبهم چنان تبديل كرده اند كه چيزى از مراد از مراد و منظور آن فهميده نمىشود.
💡 پس از این زمان، تاریخ حکومت علوی در دیلمان و گیلان به خاطر کمبود منابع گنگ است.