لغت نامه دهخدا
گله صاحبی. [ گ َ ل َ / ل ِ / گ َل ْ ل َ / ل ِ ح ِ ] ( حامص مرکب ) صاحب گله بودن. مالک گله بودن:
اوفتادم بن بیابانی
از گله صاحبی به چوپانی.نظامی.رجوع به گله صاحب شود.
گله صاحبی. [ گ َ ل َ / ل ِ / گ َل ْ ل َ / ل ِ ح ِ ] ( حامص مرکب ) صاحب گله بودن. مالک گله بودن:
اوفتادم بن بیابانی
از گله صاحبی به چوپانی.نظامی.رجوع به گله صاحب شود.
صاحب گله بودن رمه داری: اوفتادم بن بیابانی از گله صاحبی به چوپانی. ( نظامی )
💡 ای صاحبی که از رقم مهر و کین تو در کاینات نسخهٔ سود و زیان رسید
💡 جان پرورم بهدوستی و مدح صاحبی کاو هست یرورندهٔ ملک خدایگان
💡 ای صاحبی که بروز را صدر و سر توئی فرخ وزیر داد ده دادگر توئی
💡 ای صاحبی که هر که در آفاق سرکش ست از طوق منت تو بفرسود گردنش
💡 ای صاحبی که صورت جان عدوی ملک از قهر تو در آینهٔ خنجر اوفتاد