کرگدن دریائی

مترادف‌ها

ناهوال

لغت نامه دهخدا

کرگدن دریائی. [ ک َ گ َ دَ ن ِ دَرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نیزه ماهی. ( فرهنگ فارسی معین ). کرگدن مائی. رجوع به کرگدن مائی شود.

فرهنگ فارسی

نیزه ماهی. کرگدن مائی

جمله سازی با کرگدن دریائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هست دریائی که خود پایان نداشت فی المثل دروی کسی سامان نداشت

💡 تو دریائی و ایشان جمله قطره تو خورشیدی و ایشان جمله ذره

💡 جان گوهر است و تن صدف گوهر در شخص مردمی و تو دریائی

💡 در دریائی فتادهام در گرداب پروای جواب کس ندارم چکنم

💡 قدر نظم و نثر او داند به شرط سوی روضه در دریائی فرست

💡 چه دریائی که ما غرقیم در وی چه خوش جامی که ما داریم پر می

💡 کرگدن دریایی که در برخی منابع علمی به عنوان نواروال شناخته می‌شود، دارای یک شاخ بلند و منحنی است که در اقیانوس‌های سرد شنا می‌کند.

💡 زیست‌شناسان برای مطالعه رفتار کرگدن دریایی، تجهیزات پیشرفته‌ای را در مناطق قطبی نصب کرده‌اند تا بتوانند زندگی این موجود عجیب را به دقت رصد کنند.

💡 مشاهده حرکت آرام و باشکوه یک کرگدن دریایی در میان آب‌های یخ‌زده، تجربه‌ای بی‌نظیر و بسیار هیجان‌انگیز برای عکاسان حیات وحش محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران