لغت نامه دهخدا
چهارجوی بهشتی. [ چ َ / چ ِ ی ِ ب ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از جویهای بهشت است. رجوع به چارجوی بهشتی شود.
چهارجوی بهشتی. [ چ َ / چ ِ ی ِ ب ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از جویهای بهشت است. رجوع به چارجوی بهشتی شود.
کنایه از جویهای بهشت است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اکتبر ۱۹۲۴، هنگام تقسیم مناطق آسیای میانه به واحدهای سیاسی متمایز، منطقه ماوراء خزر جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی ترکستان، به همراه مناطق چهارجوی و کرکی و بخشهایی از استان شیرآباد جمهوری خلق بخارا و استان ترکمن نشین (داش اغوز) جمهوری خلق خوارزم، در یک واحد متحد شدند و جمهوری ترکمنستان شوروی را به وجود آوردند. بخش اعظم جمعیت این جمهوری جدید را ترکمنها (در حدود ۸۰ درصد) تشکیل میدادند.