لغت نامه دهخدا
چلواربافی. [ چ ِل ْ ]( اِ مرکب ) دستگاه و کارگاهی که در آنجا چلوار میبافند. کارخانه چلواربافی. جای بافتن چلواری. و رجوع به چلوار و چلواری شود.
چلواربافی. [ چ ِل ْ ]( اِ مرکب ) دستگاه و کارگاهی که در آنجا چلوار میبافند. کارخانه چلواربافی. جای بافتن چلواری. و رجوع به چلوار و چلواری شود.
۱ - عمل بافتن چلوار. ۲ - ( اسم ) دستگاه و کارخانه ای که در آن چلوار بافند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرتضی قلیخان صنیعالدوله با کمک مالی حاج محمدتقی شاهرودی تصمیم به تأسیس کارخانۀ ریسمانریسی گرفتند، پانزدههزار تومان حاجی شاهرودی و پانزدههزار تومان صنیعالدوله هزینه کردند. اسباب کارخانه رسید و بعضاً سوار شده بود، ادوات مورد نیاز ریسمانریسی را از کارخانۀ ریتر وینترتور سوئیس خریدند و در سال سیصد خروار نخ به همراه تولیدات چلواری روانۀ بازار تهران میکرد. روز ۱۳ نوروز ۱۲۷۳ش. ناصرالدینشاه به بازدید کارخانه آمد، فرمودند: «لقبی که ما به مورد دادهایم، صنیعالدولهگی به مرتضی قلیخان است و تمجیدها کردند». اما با ورود پارچههای متنوع و ارزان انگلیسی این تولیدات توان رقابت خود را از دست دادند، و این کارخانه دو سال پس از افتتاح تعطیل شد.