لغت نامه دهخدا
پولادسای. ( نف مرکب ) که پولاد را ساید.
بسیار سخت و محکم:
روارو زنان تیر پولادسای
در اندام شیران پولادخای.نظامی.چو شه دید کز سنگ پولادسای
خراشیده میشد سم چارپای.نظامی.
پولادسای. ( نف مرکب ) که پولاد را ساید.
بسیار سخت و محکم:
روارو زنان تیر پولادسای
در اندام شیران پولادخای.نظامی.چو شه دید کز سنگ پولادسای
خراشیده میشد سم چارپای.نظامی.
( پولاد سا ی ) ( صفت ) ۱- آنکه پولاد را ساید: [ روارو زنان تیر پولا دسای در اندام شیران پولاد خای.] ( نظامی ) ۲- بسیار سخت بسیار محکم: [ چو شه دید کز سنگ پولاد سای خراشیده میشد سم چار پای...] ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطالعات حاکی از آنست که قبیله داهلا احتمالاً منقرض شده باشد و زیرمجموعه ای از قبیله پولادی آمده است.
💡 حاشلله که کم از خشم تو و کینه توست گاز پولاد برو آتش ارزیر گداز
💡 دلی عجب نبود گر بسوخت کآتش تیز چه جای موم که پولاد در گداز آرد
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال آنژی مخاچقلعه، پولاد سومگایت و دینامو مخاچقلعه اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به ولگرد، قلعه اشباح، خاک سوزان، تبعید، ویلیام تل، مرد پولادین و ماجراجویان اشاره کرد.
💡 که پولاد جان است و خارا تن است به کین چنگ و دندانش از آهن است