پراگنده روزی

لغت نامه دهخدا

پراگنده روزی. [ پ َگ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به پراکنده روزی شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) تهیدست فقیر.

جمله سازی با پراگنده روزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پراگنده گشت آن بزرگ انجمن همه رخ پر آژنگ و دل پرشکن

💡 پراگنده گشتند چون تیره شد سرمیگساران ز می‌خیره شد

💡 درم داد و دینار درویش را پراگنده و مردم خویش را

💡 چو گردد پراگنده زو لشکرش به خاک اندر آرد شبیخون سرش

💡 بنالم ز تو پیش یزدان پاک خروشان به سربر پراگنده خاک

💡 میان سپاه اندر آمد چو گرگ پراگنده گشت آن سپاه بزرگ

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز