لغت نامه دهخدا
کاروند. [ وَ ] ( اِ ) نامی از نامهای ایرانی.
کاروند. [ وَ ] ( اِ ) نامی از نامهای ایرانی.
نامی از نامهای ایرانی
اسم: کاروند (پسر) (فارسی) (تلفظ: karvand) (فارسی: کاروند) (انگلیسی: karvand)
معنی: از نامهای ایرانی
کاْروَنْد
کتابی به زبان فارسی میانه، مشتمل بر قواعد فن بلاغت، از مؤلفی ناشناس. نسخه ای از آن در دست نیست. در کتاب های عربی قرون نخستین دورۀ اسلامی اشارات بسیاری به تبحرّ ایرانیان، به ویژه مردم پارس، در فن بلاغت و کتاب های گوناگون آنان در این باره نظیر عهد انوشروان و خدای نامه شده است. جاحظ در البیان و التبیین می نویسد که کتاب کارْوَند نمونه هایی از سخنان بلیغ را دربرداشته است و کسی که سودای دستیابی به کمال بلاغت در سر می پرورد و بر آن است که کلمات نادر و غریب را بشناسد و در علم زبان مهارت پیدا کند، ناگزیر است که این کتاب را بخواند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد کسروی در کتاب کاروند از قول استرابون مینویسد: استرابون مورخ یونانی در کتاب جغرافیای خود که دو هزار سال پیش نوشته است، اقوام کوه نشین سرزمین ماد را بدینسان نام میبرد: کردتیان، آماردان، تپوران، کادوسیان.