لغت نامه دهخدا
ویس قنسول. [ ق ُ ] ( فرانسوی، اِ ) معرب ویس کنسول. قنسول یار. نایب قنسول. کنسول یار. رجوع به ویس کنسول شود.
ویس قنسول. [ ق ُ ] ( فرانسوی، اِ ) معرب ویس کنسول. قنسول یار. نایب قنسول. کنسول یار. رجوع به ویس کنسول شود.
ویس کنسول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موهن در این مدت در خدمت حکومت ایالات متحده باقی ماند و پس از آنگولا، او به عنوان قنسول ایالات متحده در زنگبار گماشته شد. در این سمت خود، از او خواسته شد تا میان جنگجوها در جنگ انگلیس-زنگبار میانجیگری نماید. پس از اتمام دوره سه ساله در زنگبار، موهن به کنگو بازگشت تا به دنبال معادن بگردد و بعداً با مقامات بلژیکی کار کرد.
💡 قنسول اول بود، اما پیشانی امپراتوریش،
💡 جان کمبل در ۱۵ دسامبر ۱۸۳۲ حکم شوالیه گرفت و در سال ۱۸۳۴ توسط دولت بریتانیا به رتبهٔ قنسول ژنرال مختار رسید. در این مقام وی تلاش کرد تا راه تجاری بین ایران و ترابوزان را ایجاد نماید. او کوشید با فتحعلیشاه قاجار بر سر یک پیمان تجاری به توافق برسد اما مذاکرات مربوطه به دلیل تعلل بریتانیاییها بر سر تعیین قنسولها ناتمام ماند.
💡 سرخبرگه، بنت کنسول، بنت قنسول، پوینستیا، یا گل کریسمس (نام علمی: Euphorbia pulcherrima) گیاهی از خانواده فرفیونیان است. بنت کنسول یک گیاه بسیار مهم از نظر تجاری است و از گونههای بومی کشور مکزیک است. این گیاه به دلیل برگهای سبز و قرمز خود و استفاده فراوان در تزئینات کریسمس بسیار مشهور است.