لغت نامه دهخدا
وادی منحال. [ ] ( اِخ ) شهر پرنعمتی است در عربستان: جده شهری است از مکه بر کران دریا نهاده آبادان و خرم. سبا، عقاب، مساع، وادی منحال شهرکهایی اند با نعمت و مردم بسیار. ( حدود العالم ص 97 ).
وادی منحال. [ ] ( اِخ ) شهر پرنعمتی است در عربستان: جده شهری است از مکه بر کران دریا نهاده آبادان و خرم. سبا، عقاب، مساع، وادی منحال شهرکهایی اند با نعمت و مردم بسیار. ( حدود العالم ص 97 ).
شهر پر نعمتی است در عربستان جده شهریست از مکه بر کران دریا نهاده آبادان و خرم. سبا عقاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قالرسول الله اغفل الناس من لم يتعظ بتغير الدنيا منحال الى حال (189)
💡 پس ملتفت شدم به سوى غلام، ديگر او را نديدم و منحال در ميان شما هستم، پشيمان از تقصيرى كه كردم. اين است حكايت من.)