همایون سریرت

لغت نامه دهخدا

همایون سریرت. [ هَُ س َری رَ ] ( ص مرکب ) دارای درون همایون. دارای سعه صدر. بزرگ اندیشه. بلندنظر: اگر در محامد اخلاق و مآثر اعراق این پادشاه میمون سیرت و همایون سریرت خوض افتد، ابتدا به انتهای آن نرسد. ( سندبادنامه ).

فرهنگ فارسی

دارای درون همایون دارای سعه صدر بزرگ اندیشه

جمله سازی با همایون سریرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای همایون فرس پادشه سدره مقام که چراگاه بهشت است ترا جای خرام

💡 ای خنک چشمی که آن گریان اوست وی همایون دل که آن بریان اوست

💡 برای جستن تاریخ این همایون فتح ببزم اهل سخن رهروی گذار افکند

💡 شاها، رسید عید همایون ز خلد عدن وندر سرای ملک تو فرش بقا فگند

💡 از اوج قبول بال اقبال زنان بر شاه جهانیان همایون بادا

💡 عجب روزیست امروز همایون که رخ بنمودهٔ از کاف و از نون

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز