نیکو محاسن

لغت نامه دهخدا

نیکومحاسن. [ م َس ِ ] ( ص مرکب ) خوش ریش. که ریش و محاسنی خوش نما دارد: ابومسلم... مردی بود کوتاه به لون اسمر و نیکو و شیرین و فراخ پیشانی و نیکومحاسن و درازموی.( مجمل التواریخ ). واثق مردی بود سپید، لون او به زردی زدی، نیکومحاسن بود. ( مجمل التواریخ ). قادر مردی بود درازبالا و اسمر و نیکومحاسن. ( مجمل التواریخ ).

فرهنگ فارسی

خوش ریش. که ریش و محاسنی خوش نما دارد.

جمله سازی با نیکو محاسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از جمله فرمود: بخدا سوگند اين وضع (محاسن ) با اين موضع (سر) رنگين مى شود ودست را بر سر و محاسن خود گذاشت.

💡 عايشه گفت: وقتى كه از ميزان علاقه و وفاى حضرت به خديجه آگاه گشتم همواره خودرا با ذكر محاسن و ياد خوبيهاى خديجه به پيامبر نزديك مى كردم.

💡 یکی از محاسن برنامه دیباگ این است که تمام دستورها را به زبان اسمبلی و معادل آنها، به زبان ماشین (در کد هگزا دسیمال)نشان می‌دهد.

💡 مؤ لف: و در محاسن به سند خود از ضريس از امام باقر روايتى به اين معنا آورده است.

💡 6 مرحله ششم، جريان يافتن اشك و ريختن آن بر چهره و محاسن و سينه است. امام صادقعليه السلام به هنگام شنيدن مرثيه حسين عليه السلام اينگونه گريست و آنگاه بهگوينده فرمود:

💡 در حدیث آمده است که: اگر دنیا به کسی رو کند، محاسن دیگران را نیز بر او درپوشد، و اگر روی از او بگرداند، محاسن وی را نیز سلب کند.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز