لغت نامه دهخدا
نیک معاش. [ م َ ] ( ص مرکب ) خوش گذران و آنکه به عیش و عشرت زندگانی می کند. ( ناظم الاطباء ). || آنکه زندگانی مرفه دارد. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیک معاش. [ م َ ] ( ص مرکب ) خوش گذران و آنکه به عیش و عشرت زندگانی می کند. ( ناظم الاطباء ). || آنکه زندگانی مرفه دارد. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) ۱ - آنکه زندگانی مرفه دارد. ۲ - خوش گذران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که در نجف درس میخواندم برای من از تبریز ماهیانهای میآمد و من با آن ماهیانه امرار معاش میکردم.
💡 اینست هنرشان که بیان کردم و آنگاه اسباب معاش همه از شعر مهیاست
💡 بیشتر مردم دهستان هندخاله به کار کشاورزی مشغول بوده و از آن طریق امرار معاش مینمایند.
💡 به قدر وسع معاش است خلق را میدان عجب نباشد اگر خلق مفلسان تنگ است
💡 بس است طبیت و شوخی پی حلاوت شعر بیا به فکر معاش اوفتیم و قوت روان
💡 بنده تا زنده بود وجه معاش بنده هیچ شک نیست کز احسان شما خواهد بود