نیم خفت

لغت نامه دهخدا

نیم خفت. [ خ ُ ] ( ن مف مرکب ) نیم خفته. خمارآلود:
گلی بود در بوستان ناشکفت
همان نرگسی در چمن نیم خفت.نظامی.

فرهنگ فارسی

نیم خفته. خمار آلود

فرهنگستان زبان و ادب

{half hitch} [حمل ونقل دریایی] خفتی که برای ساختن آن سر طناب را از میان حلقه ای که با خود طناب ایجاد شده است رد می کنند

جمله سازی با نیم خفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسی خوردند نیمی از کف دوست برون رفتند کل از کسووت دوست

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز