نفس فرورفتن

لغت نامه دهخدا

نفس فرورفتن. [ ن َ ف َ ف ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نفس بریدن. نفس گسستن. || دم درکشیدن. خاموش شدن. خاموشی گزیدن:
نه عجب گر فرورود نفسش
عندلیبی غراب هم قفسش.سعدی.|| نفس غرق شدن. رجوع به نفس غرق شدن شود.

فرهنگ فارسی

نفس بریدن ٠ نفس گسستن ٠ یا دم در کشیدن ٠ خاموش شدن ٠ خاموشی گزیدن ٠ یا نفس غرق شدن ٠

جمله سازی با نفس فرورفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدنه زیردریایی‌ها دارای چند حفره طولی است که می‌تواند با هوا یا آب پر شود. برای فرورفتن در آب مخازنی را در بدنه با آب پر می‌کنند و برای بازگشت به سطح آب، از گاز هلیم که در مخازن تحت فشار قرار دارد رها شده و مخازن را پر از هوا می‌کند. پروانه‌های زیردریایی توسط هواپیماهای آب‌نشین به بدنه وصل می‌شوند.

💡 سازنده‌های مارنی و رسی که حاوی گچ و نمک می‌باشند قسمت وسیعی از حوزه به خصوص قسمت‌های جنوبی (صفی‌آباد) را دربر گرفته از طرفی مانع فرورفتن آب‌ها گردیده و از طرفی به دلیل پایداری کم در مقابل فرسایش باعث انحلال در آب‌ها گردیده و باعث کیفیت نامطلوب آب‌های منطقه از نظر شرب و کشاورزی می‌شود و به عنوان یک عامل مضر و محدودکننده باید از آن نام برد. وجود کال شور در حوضه صفی‌آباد بیانگر این ارتباط است.