لغت نامه دهخدا
نعره برخاستن. [ ن َ رَ / رِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نعره برآمدن. غریو و فغان برخاستن: هم اندرین تاریخ طغرل خویشتن بر عامه شهر زد و نعره برخاست و بیغو به هزیمت شد بی لشکر و بی سلاح. ( تاریخ سیستان ).
نعره برخاستن. [ ن َ رَ / رِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نعره برآمدن. غریو و فغان برخاستن: هم اندرین تاریخ طغرل خویشتن بر عامه شهر زد و نعره برخاست و بیغو به هزیمت شد بی لشکر و بی سلاح. ( تاریخ سیستان ).
نعره بر آمدن ٠ غریو و فغان برخاستن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخاستن براى نماز شب، موجب تندرستى و خشنودى پروردگار(عزوجل ) و استحقاق رحمت و تمسك به اخلاق پيامبر است.
💡 پس مراد از اينكه فرمود:( اقمت لهم الصلوة خصوص نماز جماعت است، و مراد از جمله:(فلتقم طائفه منهم معك ) برخاستن طايفه اى از لشكريان اسلام به نماز بارسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) بنحو اقتدا است كه اين طايفه ماءمورند اسلحه خود رابا خود داشته باشند، و مراد از اينكه فرمود: (فاذا سجدوا...) اين است كه وقتى طايفهاول سجده آخر نماز را بجا آوردند و نماز را تمام كردند، در پشت سر طايفه ديگر قراربگيرند.