فغان برخاستن
مترادفها
فریاد زدن، شیون کردن، ضجه زدن
متضادها
آرام گرفتن، سکوت کردن
لغت نامه دهخدا
فغان برخاستن. [ ف َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ناله و فریاد بلند شدن. فغان برآمدن:
بنشین که فغان از ما برخاست درایامت
بس فتنه که برخیزد هر جا که تو بنشینی.سعدی.
فرهنگ فارسی
ناله و فریاد بلند کردن فغان بر آمدن.
جمله سازی با فغان برخاستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فغان که در حرم وصل بار همچو سپند مرا نشستن و برخاستن یکی باشد