نشخوار زدن

لغت نامه دهخدا

نشخوارزدن. [ ن َ / ن ُ خوا / خا زَ دَ ] ( مص مرکب ) نشخوار کردن. رجوع به نشخوار و نشخوار کردن شود: دغض؛امتلاء آوردن شتر را چنانکه نشخوار نزند. جفر؛ آنکه گیاه خورد و نشخوار نزند. ( منتهی الارب ):
شش سال به کام دل و آسانی خوردند
باید زدن امروز چو اشتر همه نشخوار.فرخی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نشخوار کردن: شش سال بکام دل و آسانی خوردند باید زدن امروز چو اشتر همه نشخوار. ( فرخی. عبد. ۱۵۹ )

جمله سازی با نشخوار زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برادران من ! اين تمدن غربى، يك تمدن ماشينى و مادى محض است. به طورى كه هيچروح، جان و معنويتى در آن يافت نمى شود. اين تمدن ديگر هدفى ندارد و درست مانندنشخواركننده اى مى ماند كه انباشته هاى شكمش را نشخوار مى كند و چيز تازه اى دراطراف آن پيدا نمى شود.

💡 اوره پروتئین نیست اما حاوی نیتروژن است که می‌تواند توسط جمعیت میکروبی در شکمبه برای تولید پروتئین استفاده شود. ملاس محصول جانبی تصفیه نیشکر است و منبع انرژی مناسبی است. تهیه یک منبع انرژی و نیتروژن کافی در شرایط چرا برای حیوانات نشخوار کننده ضروری است.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز