گیاه خورد

لغت نامه دهخدا

گیاه خورد. [ خوَرْ / خُرْ ] ( اِ مرکب ) گیاه خور. مرتع. چراگاه. گیاخوار.گیاه خور: که در راه شهر گیاه خورد بزرگ بود که ساحت بسیار داشت. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 455 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مرتع چراگاه.

جمله سازی با گیاه خورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل به روی کار ما گرد کسادی می خورد برزمین هرگز نمی ماند گیاه دیگران

💡 نخست لفظش از اسماء دشمن تو یکیست دوم مصحف آن کو خورد به جای گیاه

💡 بر خورش تنگی آنچنان زد راه که‌آدمی چون ستور خورد گیاه

💡 شب و روزم ایزد پرستیست راه نشست این که و خورد و پوشش گیاه

💡 به شیر بیشه گردون دلیر حمله کند گر آهویی خورد از وادی تو آب و گیاه

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز