ناچیز گشتن

لغت نامه دهخدا

ناچیز گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ناچیز گردیدن. ناچیز شدن. معدوم شدن. نابود شدن:
ای تن بیجان کوهی که نگردی ناچیز
ای دل بیهش روئی که نگردی بریان.فرخی.تعجب بماندم از حال این دنیا که فریبنده است، در هشت نه سال این مرد را برکشید و بر آسمان جاه رفت و بدین زودی بمرد و ناچیز گشت. ( تاریخ بیهقی ص 55 ). || باطل شدن. بی اثر شدن. مدروس شدن: اگرهمه باشد و پادشاه قاهر نباشد این همه ناچیز گشت. ( تاریخ بیهقی ص 386 ).
باطل کند شبهای او تابنده روز انورش
ناچیز گردد دیر و زود آن نوبهار اخضرش.ناصرخسرو.|| محو شدن. نابود شدن. ناپدید شدن: چون آن روشنائی برآمد بر ابر تاریکی ناچیز گشت. ( تاریخ سیستان ). جهان و آنچه در وی هست برگذر است و هم به آخر ناچیز گردد. ( تاریخ سیستان ). که دوستی خانه و سرای و شهر در آن دوستی ریاست که غالب تر است ناچیز گردد و ناپیدا شود و هیچ اثر بنماند. ( کیمیای سعادت ). پس تنوری بزرگ بتافت... پس خود را در آن تنور افکند و همان ساعت ناچیز گشت. ( مجمل التواریخ ). بلیناس گفت اگر همین ساعت بیرون روی و گرنه فسونی کنم که ناچیز گردی. ( مجمل التواریخ ). || تباه شدن. ضایع شدن. از بین رفتن: آنگاه نظر کرد استخوانهای خر دید پوسیده و ناچیز گشته. ( قصص الانبیاء ص 182 ). حوضی که پیوسته آب در وی می آید و آن را بر اندازه دخل مخرجی نباشد لاجرم از جوانب راه جوید و ترابد تا رخنه بزرگ افتد و تمامی آن ناچیز گردد. ( کلیله و دمنه ).

جمله سازی با ناچیز گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون ذرّهٔ ناچیز بوَد در سایه چون کودکِ یک روزه بوَد در خورشید

💡 خاک ما خیزد که سازد آسمان دیگری ذره ناچیز و تعمیر بیابانی نگر

💡 این فیلم، با آنکه هزینهٔ تولید ناچیزی داشت، در فروش گیشه بسیار موفق بود و راه را برای فعالیت‌های هنری بعدی کارگردانش هموار نمود.

💡 تحقیقات ناچیزی در این خصوص صورت گرفته و آن هم حاکی از سرطانزا بودن این امواج است.

💡 برآمد گرد از سیل گرانسنگ بهار اینجا نشان قطره ناچیز ازین دریا چه می خواهی؟

💡 از نظر شیمیدانان نامحلول مطلق وجود ندارد؛ زیرا تمام مواد هر چند به مقدار بسیار ناچیز در هم حل می‌شوند.