لغت نامه دهخدا
نام گرداندن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) نام تغییر دادن. ( از آنندراج ). نام عوض کردن. رجوع به نام تغییر دادن شود:
ترسد که نام و ننگ به زشتی بدل کند
یوسف به دور حسن تو گردانده نام را.سنجر کاشی ( از آنندراج ).
نام گرداندن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) نام تغییر دادن. ( از آنندراج ). نام عوض کردن. رجوع به نام تغییر دادن شود:
ترسد که نام و ننگ به زشتی بدل کند
یوسف به دور حسن تو گردانده نام را.سنجر کاشی ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (هر گناهى از تو آمرزيده خواهد بود. جز روى گرداندن از من.) ابراهيم مدهوش افتاد.