لغت نامه دهخدا
موی چینه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) منقاش. مقراض. قیچی. دوکارد. مقص. موچن. موچنا. موی چین. موچین. موچینه. خارچین. خارچینه. ملقاط. ( یادداشت مؤلف ).منتاش. ( تفلیسی ). و رجوع به موچینه و موی چین شود.
موی چینه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) منقاش. مقراض. قیچی. دوکارد. مقص. موچن. موچنا. موی چین. موچین. موچینه. خارچین. خارچینه. ملقاط. ( یادداشت مؤلف ).منتاش. ( تفلیسی ). و رجوع به موچینه و موی چین شود.
منقاش ٠ مقراض ٠ قیچی دو کارد ٠ یا مقص ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نتیجه همانطور که با تصویری از سابقه کلی سنگ، مقایسه ناپیوستگیها و شباهتها در یک مکان با سایر مکانها قابل مقایسه میگردد، تفکیک سابقه کلی زمینشناسی به یک سری زیر بخش، در گروهها و مولفههای مختلف نیز میتواند سودمند باشد. این زیر بخشها با توجه به لایهها در زمان زمینشناسی شناخته شده تقسیمبندی میشوند، از کوتاهترین مرحله زمان تا بزرگترین ضخیمترین چینههای ابر دوران و مدت زمان ابر دوران.
💡 گراپتولیتها از فسیلهای بسیار با اهمیت در چینهشناسی سامانههای اردوویسین و سیلورین میباشند. فسیل گراپتولیتها به صورت بقایای کربنی پهن و فشرده، دوبعدی یا بهطور استثنایی به صورت سهبعدی یافت میشوند.
💡 دیوار در خانههای سنتی یا تماماً گلی (به صورت چینهای) یا با خشت و ملات گل ساخته میشوند. دیوارهای گلی به دلیل سادگی ساخت و در دسترس بودن مصالح یکی از قدیمیترین سازههای ساخته شده در ایران میباشند. دیوارها همچنین ممکن است از سنگ با ملات گل نیز ساخته شوند. برای جلوگیری از فروریختن جانبی دیوار، دیوارهای حایل خشتی و گلی بکار گرفته میشوند که تأثیر بسزایی درحفظ پایداری آن دارند.