موزه دوزک

لغت نامه دهخدا

موزه دوزک. [ زَ / زِ زَ ] ( اِ مرکب ) حیوانی است سرخ که بر او نقطه های سیاه بود و از ذراریح خردتر باشد و در وقت انگور بر خوشه نشیند و در خاصیت به ذراریح نزدیک است. کفش دوز. طینوث. ( ریاض الادویه ).

فرهنگ فارسی

حیوانی است سرخ که بر او نقطه های سیاه بود و از ذراریح خرد تر باشد.

جمله سازی با موزه دوزک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این نسخه در سال ۶۷۵ قمری (۱۲۷۶–۱۲۷۷ میلادی) نوشته شده است و در موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود.

💡 دوم آن که موزه چنان بود که بر وی عادت بود اندکی رفتن، اگر چرم ندارد روا نبود.

💡 همچنین قرار است موزه‌ای دیگر به نام موزه بولدر در سال ۲۰۱۷ در این شهر افتتاح شود.

💡 به باغ سرو در آرد به پای بوس تو سر اگر ز موزه به عمدا برون کنی ساقت

💡 من در خیالِ موزه، بسی اشک ریختم این اشک و آرزو، ز چه هرگز اثر نداشت؟

💡 موزه ساعت آلمان واقع در فورت‌وانگن تاریخ صنعت ساعت‌سازی را نمایش می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران