پکس

لغت نامه دهخدا

پکس. [ پ َ ک َ ] ( اِ ) استخوان انگور باشد که در میان غژم بود یعنی دانه انگور:
آن خوشه بین چنانکه بکی خیک پرنبید
سربسته و نبرده بدو دست هیچکس
بر گونه سیاهی چشم است غژب اوی
هم بر مثال مردمک چشم ازو پکس.بهرامی ( از صحاح الفرس ).دیده حاسد بتو چون غژب انگور است سرخ
در لگدکوب عنا بادش جدا آب از پکس.سوزنی ( از صحاح الفرس ).در لغت نامه اسدی شعر بهرامی برای تکس ( که آنرا تکژ و تکش نیز گویند ) بشاهد آمده است و ظاهراً همین سه صورت اخیر صحیح است و پکس در اشعار مذکور محرف تکس است. صاحب صحاح الفرس نیز خود در ماده تکش گوید: استخوان انگور بود چون تکژ. رجوع به تکش و تکژ و تکس شود.

فرهنگ فارسی

استخوان انگور باشد که در میان غژم بود یعنی دانه انگور

جمله سازی با پکس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امروزه با ورود سامانه‌های بایگانی و تبادل تصویر یا پکس، امکان یکپارچه شدن سامانه‌های اطلاعات رادیولوژی با سامانه‌های رادیولوژی از راه دور فراهم گردیده و منجر به انتقال سریع و مؤثر یافته‌های حاصل از گزارش به پزشک یا جراح مربوطه می‌گردد

💡 وی در حال حاضر هدایت باشگاه فوتبال پکسی ام.اف.سی در سطح اول فوتبال مجارستان را بر عهده دارد.

💡 در جنین مهره‌داران ژن‌های مختلفی در لوله عصبی فعال است که پروتئین‌های مربوطه در مراحل مختلف جنینی در آن یافت می‌شود. پروتئین‌های خانواده سی‌دی‌ایکس (Cdx1, Cdx2, Cdx4 proteins) و پروتئین ساکس ۹ (Sox9 protein) و پروتئین پکس ۳ (Pax3 protein) از جمله این پروتئین‌ها هستند.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز