لغت نامه دهخدا
قاق بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بی نصیب بودن. رجوع به قاق شدن شود.
قاق بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بی نصیب بودن. رجوع به قاق شدن شود.
بی نصیب بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشقی چیست تولّا و تبّرا کردن نیستی از همگان با همگان بودن هست
💡 فطرت نمیپسندد منظور جاه بودن تا استخوان به مغز است باب هما نباشد
💡 چون همی زینگو نه باشد رای سلطان اندرو زینجهان بودن نیاید یا بدی همداستان
💡 خشنود بودن از غمِ عشق تو کار ماست ز آنرو به غم خوشیم که دیرینه یار ماست
💡 عمر این گردش ایام چه خواهد بودن گر همه زهر بود کام چه خواهد بودن
💡 گر بدانم که توان بر سر کویت بودن تا توانم نروم جای دگر از کویت