لغت نامه دهخدا
فروتر نشستن. [ ف ُ ت َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) عقب نشستن. پائین تر نشستن. خاموش شدن:
چو بشنید پاسخ فروتر نشست
برو خیره شد مرد یزدان پرست.فردوسی.
فروتر نشستن. [ ف ُ ت َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) عقب نشستن. پائین تر نشستن. خاموش شدن:
چو بشنید پاسخ فروتر نشست
برو خیره شد مرد یزدان پرست.فردوسی.
عقب نشستن. پائین تر نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سخنان بزرگانست: بردبارى تو بر فروتر از خود، عيب خوارى ترا نزدزبردستان مى پوشاند.
💡 برخى از آنها نيز به معرفت ملكوت و برتر از آن بر مى گردد كه سمت و سوى آنفراتر از بعد الهمم و عمق و ژرفاى آن فروتر از غوص الفطن است،كه نه با سرمايه علم حصولى حكيمان و متكلمان متعارف پرواز به آن مرتبه ميسور است ونه با دستمايه علم حضورى عارفان و شاهدان مشهود، غواصى به عمق آن ميسور.
💡 پس شیخ بایزید در سخن آمد. احمد گفت: ای شیخ! فروتر آی که سخن تو فهم نمیکنیم.
💡 ز سر قدم کن و طی کن طریق عشق صفا فروتر از قدم آن سر که در هوای سریست
💡 اگر فروتر نشست خاقانى نه او را عيب و نه ترا ادب است قل هو الله نيز در قرآن زير تبت يدا ابى لهب است
💡 فروتن آن نیست که چون فروتنی کند، خود را برتر از کار خویش داند. بل آن است که آن هنگام خود را فروتر از کار خود پندارد.