لغت نامه دهخدا
( غلغلک آمدن ) غلغلک آمدن. [ غ ِ غ ِ ل َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) غلغلک آمدن کسی را؛ به خنده افتادن از غلغلک:غلغلکش آمد. غلغلکش نیامد. رجوع به غِلغِلَک شود.
( غلغلک آمدن ) غلغلک آمدن. [ غ ِ غ ِ ل َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) غلغلک آمدن کسی را؛ به خنده افتادن از غلغلک:غلغلکش آمد. غلغلکش نیامد. رجوع به غِلغِلَک شود.
( غلغلک آمدن ) ( مصدر ) با غلغلک آمدن کسی را. بر اثر غلغلک به خنده افتادن: هر چه سعی کردیم غلغلکش نیامد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلغلک زجر اور مخصوصاً اگر رضایتی نباشد هم از نظر جسمی و هم عاطفی بسیار دردناک خواهد بود.
💡 همچنین برای اصلاح مصنوعات کوچک روی اشیا چاپ شده، مانند لایههای مرئی، میتوان از غلغلک در چاپ سه بعدی استفاده نمود.
💡 در عالم فتیش جنسی غلغلک زجر اور یک عملکرد رضایتی بین شرکای جنسی است.