خنده افتادن
مترادفها
خندیدن
متضادها
گریستن، گریه کردن، اشک ریختن
لغت نامه دهخدا
خنده افتادن. [خ َ دَ / دِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بخنده درآمدن. خندیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بخنده در آمدن خندیدن
جمله سازی با خنده افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جینکس (jinx): طلسمهایی که مفهوم و سهمی جزئی از جادوی سیاه در خود دارند اما بیشتر موجب سرگرمی میشوند و آسیبی نمیرسانند. (مثل ricto sampra که موجب به خنده افتادن فرد میشود)