عنبرنهنگ سربزرگ
مترادفها
نهنگ عنبر بزرگ
فرهنگستان زبان و ادب
{Physeter macrocephalus} [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ عنبرنهنگیان و راستۀ آب بازسانان، با پیشانی چهارگوشی که یک چهارم تا یک سوم طول بدنش را تشکیل می دهد
ویکی واژه
گونهای از تیرۀ عنبرنهنگیان و راستۀ آببازسانان، با پیشانی چهارگوشی که یکچهارم تا یکسوم طول بدنش را تشکیل میدهد.
جمله سازی با عنبرنهنگ سربزرگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گونهای لاکپشت به نام لاکپشت سربزرگ در مواقعی که توسط انسان یا جانوران شکارچی از آب خارج میشود برای ترساندن شکارچی، تولید صدایی غرشمانند میکند.
💡 مرحبت به منظور حفاظت هر چه بيشتر خود، قطعه سنگى تراشيده و آن را به سر نهادهبود و از آن به جاى كلاه خود استفاده مى كرد چرا كه هيچ كلاه خودى نمى توانست سربزرگ او را بپوشاند. من با ضربتى كه بر سر او فرود آوردم، آن سنگ شكافته شد وتيغه شمشير بر فرق سرش اصابت كرد و او را بهقتل رسانيد.