علی قاپی
مترادفها
قاپیدن، ربودن
لغت نامه دهخدا
علی قاپی. [ ع َ ] ( اِ مرکب ) دروازه بلند، چه در ترکی «قاپی » بمعنای دروازه است، و علی قاپی کنایه از دروازه ملوک و سلاطین است. ( از آنندراج ). و رجوع به اصفهان و به عالی قاپو شود.
علی قاپی. [ ع َ ] ( اِخ ) نام مقامی است در صفاهان که آستانه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه التحیة مقرر کرده اند و آن حکم کعبه دارد که داخل آن ایمن است از آفات. ( فرهنگ چراغ هدایت ). ونیز رجوع به اصفهان و به عالی قاپو شود:
حیدر که در مدینه علم نبی است
مهرش ز غم جهان علی قاپی است.سعید اشرف ( از چراغ هدایت ).همچو سالک بر در آل نبی بردم پناه
جز علی قاپی درین آفاق ملجایی کجاست.سالک یزدی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نام مقامیست در صفاهان که آستانه حضرت امیرالمومنین علی علیه التحیه مقرر کرده اند و آن حکم کعبه دارد که داخل آن ایمن است از آفات
جمله سازی با علی قاپی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دامنه معنایی «قاپی» کمکم گسترش یافت و «دفتردار قاپی سی» (کاخ دفتردار)، «آغاقاپی سی» (کاخ آغای ینی چریها) نیز به کار رفت و سرانجام بر اثر گسترش بیشتر به کلیّه ادارههای دولتی کشور عثمانی عمومیت یافت.
💡 باب عالی معادل قاپی و به معنای «درگاه عالی» است.
💡 واژه ترکی «قاپی» پیش از آنکه جای خود را به «باب» و «باب عالی» بدهد، ابتدا به معنای کاخ سلطان بود. بعدها به کاخ وزیر اعظم «پاشا قاپی سی» گفته شد و تا همین اواخر «قاپی» به تنهایی به این معنی بکار میرفتهاست.
💡 «بالجمله طوایف لرها در دهستانهای قاقازان و دودانگه و رودبار و الموت و کوهپایه و فشاریات و فشگلدره و طارم، اکثر تخته قاپی و در دهات سکونت دارند. معذالک عدهای نیز به قشلاق _ ییلاق میروند. (در حالی که اقوام کرد از قوم ماد بوده و کوچ نشین نبودهاند) قشلاق آنها «طارم» و سواحل رودخانهٔ شاهرود و خاک عمارلو است و ییلاقشان قاقازان و اطراف جاده رشت و دامنه البرز کوه و غیرهاست».