علم بردن

مترادف‌ها

یادگیری، آموختن، کسب دانش

لغت نامه دهخدا

علم بردن. [ ع َ ل َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) حمل علم. نقل علم از جائی به جای دیگر. || رجوع به علم بستن شود. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بردن درفش از جایی به جای دیگر حمل علم. ۲ - علم بستن.

جمله سازی با علم بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حدیث تنگ دهانش کنم که از تنگی کسی نیارد بردن بر او گمان سخن

💡 عقيده بعضى اين است كه عاملجلو بردن تاريخ، نژادهاى خاصى است. مثلا نژاد شمالى بر نژاد جنوبى برترىدارد؛ آن نژاد بوده كه تمدنها را پيش ‍ برده است. (كنت گوبينو) فيلسوف معروففرانسوى كه در حدود صد سال پيش سه سال به عنوان وزير مختار فرانسه در ايرانبوده است طرفدار اين نظريه است.

💡 نیزه در دست سرکشان کرده بردن روح مرگ را تلقین

💡 رها کن تا در آید هر که داند برد چندانکه بردن می تواند

💡 چون رضای دوست زنجیر است و دام بایدش بردن به گردن تا به شام

💡 آن فرد با استفاده از فرصت مناسب و در ساعت‌های خلوت شب قصد علم بردن از انبار را داشت اما توسط نگهبان‌ها متوقف شد.

💡 پلیس پس از بررسی دقیق دوربین‌های مداربسته متوجه شد که فردی ناشناس قصد علم بردن از فروشگاه را داشته و سعی در فرار داشت.

💡 اگر کسی بخواهد با استفاده از روش‌های غیرقانونی از اموال دیگران علم بردن را انجام دهد قطعاً با عواقب قانونی بسیار سنگینی روبرو خواهد شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران