لغت نامه دهخدا
عامل قیاسی. [ م ِ ل ِ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به عامل سماعی شود.
عامل قیاسی. [ م ِ ل ِ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به عامل سماعی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وانکس که ترا ز خود قیاسی گیرد آن مسکین را چه خارها در دیده است
💡 سید مهدی قیاسی (زادهٔ ۲۷ مارس ۱۹۴۱) بازیکن پیشین و مربی فوتبال کنونی اهل ایران است.
💡 بهطور قیاسی، این کلمه در علوم مختلف برای زائدههای پرمانند بیرونی به کار میرود، مانند کاکل روی سر حشرات، پرهای قاصدک، پرتوهای درخشان در انتهای اجسام برقدار، یا پرتوهای درخشان - که در خورشیدگرفتگی - انحراف از لبه ماه.
💡 ذات واجب را، اگر فرض و قیاسی بایدت قرعه بر نام کرام حضرت انسان فکن
💡 ورای هرچه در گیتی اساسی است برون از هر چه در فکرت قیاسی است
💡 به چشم عشق توان دید روی یوسف جان را تو چشم عشق نداری تو مرد وهم و قیاسی