لغت نامه دهخدا
طین راهب. [ ن ِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طین مختوم است. ( تحفه حکیم مؤمن ). طین اصفر است که آن را طین صنم نیز نامند، و کسانی که آن را طین مختوم دانسته اند توهم کرده اند. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به طین مختوم شود.
طین راهب. [ ن ِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طین مختوم است. ( تحفه حکیم مؤمن ). طین اصفر است که آن را طین صنم نیز نامند، و کسانی که آن را طین مختوم دانسته اند توهم کرده اند. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به طین مختوم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهعلاوه اعتقاد بوداییان هندی بر این بوده یک راهب با اجتناب از آمیزش جنسی قدرتی روحانی بهدست میآورد (در هند این دیدگاه رایج بوده که خروج منی باعث ضعیف شدن مرد میشود).
💡 ناگهان آمدند ابر گوش آن راهب دوباره میرسد زهرای اطهر چشم بر بند از نظاره
💡 گفتار راهب در دل آنان اثر گذاشت و پس از تحقيق بيشتر بدين او گرويدند به آنهادستور داد كه گوشت گوسفندانى كه مردم اين سرزمين ذبح مى كنند حرام است از آننخورند.
💡 در حالی که صدقهگیران نوع اصلی راهبان در بودیسم هستند و در هندوئیسم هندی و کشورهایی که سنتهای مذهبی هند را دنبا کردهاند سابقه طولانی دارند، این روش تا قرون وسطی میانه در مسیحیت رایج نبود.
💡 اگر محراب ابروی تو را از گریه می بیند به فرق خویشتن ویران کند راهب کلیسا را
💡 راهب آفاق شدم با همگان عاق شدم از همگان میببرم تا که تو از من نبری