صافی ماندن

مترادف‌ها

شفاف ماندن

لغت نامه دهخدا

صافی ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خالی ماندن. تهی ماندن: و جهان از ایشان صافی ماند و مالهاء ایشان و خزائن مزدک... جمع آورد. ( فارسنامه ابن بلخی ص 91 ). || مسلم شدن.تحت تصرف ماندن: و انطیخن کشته شد و آن ولایت اشک را صافی ماند. ( فارسنامه ابن بلخی ص 59 ).

فرهنگ فارسی

خالی ماندن

جمله سازی با صافی ماندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ما مى خواهيم براى تجارت به شام برويم. به ما بياموزيد كه (براى محفوظ ماندن ازخطرات ) چه بگوييم.

💡 بعضى از مفسرين گفته اند: قعود نه به معناى باز ماندن از سير است، بلكه به معناىمذلت و عجز مى باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران