صافی کردن
مترادفها
تصفیه کردن، پالایش کردن، فیلتر کردن، پاک کردن
متضادها
آلوده کردن
لغت نامه دهخدا
صافی کردن.[ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِصفاء. رجوع به صاف کردن شود. || مسخر کردن. بی منازع کردن:
روم و چین صافی کند یاران او در روم و چین
نایبی فغفور گردد حاجبی قیصر شود.فرخی.امیر سدید لشکرهای بسیار به ولایتها فرستاد و مملکت صافی کرد و بیش درولایت منازع نماند. ( تاریخ بخارا ص 116 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) صاف کردن تصفیه.
جمله سازی با صافی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ما ایشان را صافی کردیم و برگزیده صافی کردنی و برگزیدنی چون، ذِکْرَی الدَّارِ (۴۶) که تا گیتی بود ازیشان آوای نیکو بود.
💡 برای تهیه یک چای بسیار خوشطعم و شفاف، حتماً باید پس از دم کشیدن، مایع را با دقت از طریق یک صافی کردن بسیار ریز عبور داد.
💡 مهندسان آب در این پروژه بزرگ، از روشهای پیشرفته برای صافی کردن آبهای آلوده و تبدیل آنها به آب آشامیدنی سالم استفاده میکنند.
💡 در فرآیند استخراج فلزات گرانبها، مرحله صافی کردن مواد اولیه برای جدا کردن ناخالصیها از بخش اصلی بسیار حیاتی و زمانبر است.