لغت نامه دهخدا
تقبیح کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زشت کردن و زشت شمردن کار کسی را. قبیح گردانیدن: شبهت نکرد که دشمنی تقبیح صورت کرده است. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 346 ).
تقبیح کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زشت کردن و زشت شمردن کار کسی را. قبیح گردانیدن: شبهت نکرد که دشمنی تقبیح صورت کرده است. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 346 ).
( مصدر ) زشت گفتن زشت شمردن بد گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الیزابت شرمر استدلال کرده که این لفظ تا حد زیادی در دهه ۱۹۷۰ در میان دانشگاهیان چپگرا به منظور «توصیف و تقبیح کردن تلاشی از سوی سیاستگذاران، کارشناسان اندیشکدهها و صنعتگران در اواخر قرن بیستم برای حمله به اصلاحات سوسیال دمکراتیک و پیادهسازی بیتعارف سیاستهای بازار آزاد» محبوبیت یافت. فیلیپ مگنس مورخ اقتصادی به ظهور مجدد این لفظ در ادبیات دانشگاهی در میانهٔ دهه ۱۹۸۰ پس از این که میشل فوکو فیلسوف فرانسوی به آن جلب توجه کرد اشاره میکند.