شهادت اوردن

لغت نامه دهخدا

( شهادت آوردن ) شهادت آوردن. [ ش َ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کلمه شهادت گفتن: پیشکار کشتی نگاه کرد و فریاد برآورد و زاری کرد که ای مسلمانان شهادت بیاورید که کار ما به آخر رسید و کسی از این جایگاه نرهد... و ما شهادت می آوردیم. ( مجمل التواریخ ).

فرهنگ فارسی

( شهادت آوردن ) کلمه شهادت بر زبان جاری کردن.

جمله سازی با شهادت اوردن

💡 عشق از هر کس که می خواهد حدیثی وا کشد خامه اش را شق به شمشیر شهادت می زند

💡 این غرقهٔ محیطِ شهادت که روی دشت- از موجِ خون او، شده گلگون؛ حسین توست

💡 وان گفت که «ت‌ز قول شهادت عفو کنند گر تو گناه‌کارترین خلق عالمی»

💡 ترا ذوق شهادت آنکه از دل شعله زد باید که برق تیغ را شمع مزار کشتگان بینی

💡 - چه مى گوييد درباره خدمتكاران، زنان، افراد خانواده خودتان ؟ آيا آنها به وحدانيّتخدا شهادت نمى دهند؟

💡 از شهادت رتبه بالاترت گر آرزوست در تلاش تشنه مردن در کنار آب باش