زبده ٔ انتیمون

لغت نامه دهخدا

زبده انتیمون. [ زُ دَ / دِ ی ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کلورید انتیمون است.( از دائرة المعارف بستانی ). رجوع به انتیمون شود.

فرهنگ فارسی

( زبده آنتیمون ) کلرید آنتیمون

جمله سازی با زبده ٔ انتیمون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذكر نام و نشانى چند از شاگردان زبده وى، ما را بر مطلب فوق رهنمون مى سازد:

💡 گفته شد كه بشر داراى سه خواهر بود كه آنان نيز زاهد و عابد بودند و نام هاى آنانعبارت بود از: مفنعه، مخه و زبده.

💡 پس شاه اسماعیل خود با گروه انبوهی از سواران زبده قزلباش که در راست لشکر بودند، بر چپ سپاه عثمانی حمله برد.

💡 زبده دوران عدو بندی که چشم آفتاب می نیارد کردن اندر سایه ی چترش نگاه

💡 یزد را مظهر سلمان بود آن زبده فارس که زخیرش دل هر طایفه ایمن ز شر است

💡 به گوش جان من آمد ندای حضرت قدس که ای خلاصه تقدیر و زبده مقدور

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز