زاج قاطر

لغت نامه دهخدا

زاج قاطر. [ ج ِ طِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام دیگر زاج مقطر است. ( مخزن الادویه ذیل زاج مقطر ).

فرهنگ فارسی

نام دیگر زاج مقطر است

جمله سازی با زاج قاطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فردا صبح كه شد سوار قاطر شدم و راه مسجدى را كه نشان داده بود در پيش گرفتم،اما هنوز زياد نرفته بود كه متوجه شدم اين راه نيست. صداى اذان مسجدى را شنيدم. باخود گفتم: بايد اول در اينجا نماز بخوانم (بعد به جستجوى مسجد مورد نظر بپردازم ).

💡 تپه چغا آملا مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کوهدشت، بخش رومشگان، دهستان رومشگان غربی، روستای شیخ‌آباد قاطر چی واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۶۰۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 روزى با لباس خوب و تميز سوار بر قاطر زيبا ازمنزل بيرون آمد، و با شكوه و نورانيت خاصى در كوچه هاى مدينه مى گذشت و به بيرونشهر مى رفت.

💡 باری شما حالا شترهائی که دشی صاحب و توبچیان از خراسان بآنجا آورده اند متوجه شوید که تلف نشوند و بعد ازین قاطر بفرستید نه شتر. والسلام

💡 گفت: تو كه رفتى بالاخره من را از پالكى محروم و به قاطر چموش سوار نمودند، بسكه بد راه بود درد دل دروغى راست گرديد.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز