لغت نامه دهخدا
روپ پنجه. [ ] ( اِخ ) عیدی است مربوط به روز اول جیرت خاص زنان هند را، و آن روزی است که هندوان عید گیرند و دور هم گرد آیند و محصول نورس کشتزارها را از باب تبرک در آب ریزند. ( از تحقیق ماللهند ص 288 ).
روپ پنجه. [ ] ( اِخ ) عیدی است مربوط به روز اول جیرت خاص زنان هند را، و آن روزی است که هندوان عید گیرند و دور هم گرد آیند و محصول نورس کشتزارها را از باب تبرک در آب ریزند. ( از تحقیق ماللهند ص 288 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست غمخوار چو لیلی، دل محزون مرا شانه بس پنجه آن خور سر مجنون مرا
💡 پشه چو پیل را بفسون بر زمین زند لیکن نه مرد پنجه بازوی صر صر است
💡 پردلانی، که ز سر پنجه سخن میگفتند همه بیتوش و تن از هجر تن و توش تواند
💡 مشهور به پنجه على است كه در محله اى به همين نام قرار دارد.
💡 وی پس از ۹ ماه دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان در تاریخ ۲۶ مه ۲۰۰۸ در منزلش در لس آنجلس، کالیفرنیا و در سن ۷۴ سالگی درگذشت.